عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
490
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
مدينة السّلام - قبّة الإسلام . مذاكرة الأصمعّى - غناء ابراهيم بن المهدىّ . مرّ السّحاب . هرچيز زودگذر را به « گذشتن ابر » مانند كنند ، دانشمندى گفته : فرصتها چون ابر مىگذرند . و شاعر گفته : الدّهر أقصر مدّة * من أن يمحّق بالعتاب فتغنّم السّاعات من * ه فمرّها مرّ السحاب يعنى : روزگار كوتاهتر از آن است كه با سرزنشها و گله گزاريها آن را تباه كنند . پس لحظهها را غنيمت بشمار زيرا كه چون ابر مىگذرند . اعشى راه رفتن زن را بدان مانند كرده و گفته : كأنّ مشيتها من بيت جارتها * مرّ السّحابة لاريث و لاعجل يعنى : رفتنش از خانهء همسايهاش - نه بشتاب و نه كند و آهسته - به گذشتن ابرها ماند . مراثى أبى تمّام - مدائح البحترى . مرآة الغريبة . در صافى و روشنى به آينهء زن بيگانه مثل زنند و گويند : « أنقى من مرآة الغريبة » زيرا كه زن بيگانه پيش از ديگران لازم مىداند كه آينهاش زدوده و روشن باشد زيرا كه او بيشتر از همه به زيبايى خود - و در نتيجه نگريستن در آينه - توجّه دارد . ذو الرّمّة گفته : و خدّ كمرآة الغريبة أسجح « 1 » يعنى : رويى بس صاف و زيبا - چون آينه بانوى غريبه - دارد . مروءة ابن الفرات . ابو الحسن علىّ بن محمد بن موسى بن الحسن بن الفرات كه به مردانگى نامور بود . او سه بار به وزارت المقتدر برگزيده شد . آنچه از روزگار وزارت او ياد كردهاند ، اين كه او هر گاه كه وزارت را بر عهده مىگرفت نرخ كاغذ و
--> ( 1 ) - صدر بيت چنين است : لها أذن حشر و ذفرى أصيلة .